پیدا





پیشنهادِ ویژه

درخواست حذف اطلاعات

مادر و پدر پسرکی که توی کتاب "ببر" خطابش می کنن از آرامش و صلح کشور خودشون کندن و برای کارهای بشر دوستانه ن کشوری شدن که نه تنها دچار جنگ و هرج و مرجه که خش الی و فقر و گرسنگی هم بیداد می کنه،توی بیمارستان ها به داد مریض ها می رسن و توی روستا برای ساخت خونه ها به بقیه کمک می کنن.با خودم این آدم های در پی صلح رو با مسببین جنگ ها تو جاهای مختلف دنیا مقایسه می کنم و بعد از سرم دود بلند میشه ...
از یه جایی به بعد اونقدر شرایط بد و بدتر میشه که تصمیم می گیرن دوباره برگردن کشورشون،چون موج جدیدی از جنگ قراره اتفاق بیفته و خود روستایی ها هم در حال پناه بردن به نقطه ای دیگرن.میون راه با تمام سختی هایی که باهاش مواجه میشن،پسرک حضانت یه ماهی رو هم که از گِل و شل گرفتتش قبول می کنه و یه مسئولیت بزرگ که نجات جون اون ماهی با فلس های رنگین کمونیه روی دوشش میفته.شاید یه جاهایی از این سفر توصیف های زیادی هم داشت ولی یکی دو روزی منو پا به پای این خانواده با خودشون تو دشت و بیابون کشید...
تو این قصه شخصیت "راهنما" و آرامشی که در پس ظاهرش هست و رفتارهایی که داره دلنشین ترین فرد در نظرم میاد.دلم می خواد کاش می تونستم وقتی انقدر مشکلات سر راه آدم سبز میشه حداقل صبر پیشه کنم ولی من همیشه عجول و نازک نارنجی بوده و هستم و فقط می تونم آدم های صبور و آرومی مثل "راهنما" رو دوست داشته باشم...
.
درضمن این کتاب رو با خیال راحت بخونین که تمام موازین فرهنگیش رعایت شده ست،نشر افق کپی رایتشو یداری کرده ^____^ .
نویسنده:لورا اس.ماتیوز
مترجم: حسین ابراهینی
نشر افق
۸۵۰۰ تومان