پیدا





دردا و ندامتا که تا چشم زدیم، نابوده به کام خویش نابوده شدیم ...

درخواست حذف اطلاعات

چند روز پیش داشتم یه مقاله در مورد نشانه های مستقل شدن فرزندان در برابر والدین می خوندم.نوشته بود اغلب تصور میشه شما اگر به فلان نقطه ی دور از والدین سفر کنید،شغل و درآمد خودتون رو داشته باشید و تشکیل خانواده بدین و نیاز مالی به خانواده نداشته باشید این یعنی استقلال داشتن .در صورتی که معنای واقعی مستقل بودن اون زمانی خودشو نشون میده که بدون جنگ و دعوا،بدون عصبی شدن و به زور متوسل شدن،خانواده آنچه که فرزندشون در واقعیت هست رو بپذیره،فرزند هر آنچه که توی افکارش هست با خانواده بتونه در میون بذاره و با تمام تفاوت هایی که در عقاید فرزند و خانواده به چشم می خوره،کاملن خونسرد و آروم با هم صحبت کنن و نظرات همدیگه رو بشنون.
قطعن درصد کمی از ما به این درصد از تمدن رسیدیم.چه خودمون چه خانواده ها و چه بعدها فرزندانمون.
این چند روز طی مراوداتی که با چند نفر داشتم کلی حرص خوردم و واقعن دلم می خواست از دستم بر میومد تا یه حرکتی بتونم بزنم.یه چیزی شنیدم که قطعن اون دوست نباید راز اون فرد رو برای من رو داریه می ریخت.ولی شنیدم مادر طرف توی وسایل فرزندش کاندوم پیدا کرده و به باد مشت و لگد گرفتتش و امر کرده با تمام دوست های دختر و پسرش باید قطع رابطه کنه.قطعن من اگر روزی صاحب فرزند شم خودم پیش از این رفتارها باهاش در مورد وسایل پیشگیری از بارداری ناخواسته و انتقال بیماری های مقاربتی حرف می زنم؛این رفتار هیچ ربطی به ت اون فرزند نداره،چون توی خیلی از خانواده های ایرانی پسر آزاده برای هر نوع رابطه ای ولی هنوز خیلی از دخترها از هر چیزی منع میشن در صورتی که اگر یک درصد واقع بین باشیم الان دیگه هرکی هرکاری بخواد چه در خفا چه آشکارا با هر تی و حتا سنین خیلی خیلی خیلی پایین کارهایی که بخواد رو انجام میده.
یا دیروز با یکی از آشناها هم صحبت شده بودم که اونجور که می گفت شوهرش از اون عهد دقیانوسی هاییه که هنوز زن و دخترهاش برای بلند ناخن و لاک زدن و نوع پوششون یا خوندن و نخوندنشون به این آقا باید پاسخگو باشن.حالا بماند رفتارهای این آقا باعث شده هر سه تای این افراد چادر رو که کنار بذارن هیچ،دختر بزرگه کاملن عقاید مذهبی گذشته ش رو هم کنار گذاشته.
باهاشون یه کم حرف زدم و گفتم الان فکر می کنن با این کلاهی که سرمه و تی و پیرهنی که تنمه قطعن من از این چیزها نکشیدم و صدام از جای گرم در میاد.متقاعدشون که همین نیم ساعت پیش پاسخگوی این بودم که چهارراه استانبول لات خونه س و من نباید با کلاه و ساسبندی که ازم آویزونه اونجا برم و بهتره سنگین تر باشم.
گفتم اونقدر همین سر ِ ساده ی کلاه توی دوران دبیرستان ازم منع شده بود که روزی نبود که من در مورد تغییر ت حرف نزنم.گمون می با تغییر ت دادن و پسر شدن، راه هر نوع پوششی برام هموار میشه و لازم نیست به خانواده و بعد به ین ت جواب پس بدم.گرچه الان دارم می فهمم ترنس ها چه عذاب هایی که نمی کشن و سخت بیزارم از ملتی که موجبات ناراحتی و نگرانی های حداقل های دنیا رو فراهم می کنن.
جالبه خانومه انقدر پایه بود هی گفت ی تو خیابون بهت حرف زد بگو ترنسم. گفتم نه واقعن نیستم بودم قطعن در جریان میذاشتمتون چون ترسی از این مقوله ندارم و اتفاقن خیلی هم براشون احترام قائلم.از حرفش خیلی هم ذوق که دیگه نگران آروم گفتن این حرف ها نیستیم که تابوهایی که باید تا حدی ش ته شده و شوه با زور زدن های چندین ساله یه چیرهایی داره جا میفته.
به دختر کوچیکه که همراهش بود گفتم درست هم نیست من بخوام تو گوش ت بخونم چیکار کن چیکار نکن و ضد عقاید پدرت مغزتو بشورم ولی هر طور شده از حرف و خواسته ت نگذر چون بعدها حسرت می خوری که چرا از حقت دفاع نکردی و گذاشتی هر کاری می خوان باهات ن.می گفت باباش گفته ناراحتی برو شوهر کن.ابلهانه ترین جمله ای که مادر و پدر به دخترشون می تونن بگن.این یعنی تو زندانی مایی و ما اینیم،تو برای خودت اهمیت و نداری و اگر ناراحتی از این زندان به یه زندان دیگه منتقلت کنیم.حالا اون دختر شانس بیاره زندانبان دومی مردی صد پله بدتر از خانواده ش نباشه...
مامانه از توی کیفش یه جا عینکی پارچه ای بیرون آورد گفت انقدر شوهرم گیر میده و من نمی خوام اذیت شدن دخترهامو ببینم براشون لوازم آرایش میارم یواشکی تو خیابون بتونن بزنن...تمام مدت دلم می خواست فقط توی سرم بکوبم...
درسته درسته مامان خیلی پایه ای بود ولی میزان پایه بودن افراد رو اون روزی باید سنجید که ببینیم تو موقعیت های مختلف باز هم همین پایه بودن رو از خودشون نشون میدن؟ که الان این خانوم اگر بدونه دختر بزرگش برای مثال نیست یا دختر کوچیکه ش ت یا اصلن بای هستش باز هم همینقدر پایه و باحال رفتار می کنه؟ که اون مادری هستش که اونقدر با دخترش دوست و رفیق باشه که قبل از راهی شدنش توی اجتماع در مورد هر چیزی باهاش صحبت کنه که اگه پس فردا تو کشوی دخترش کاندوم پیدا کرد دست روش بلند نکنه؟